استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.کپی بدون اجازه و بدون ذکر منبع پیگرد غیر قانونی دارد
خانه | Home
تماس | E-Mail
بیوگرافی | Profile
ارتباطم با جن
مسنجر |YahooID
تبادل لینک | Link
![]()
آخرین نوشته های جن زده
بازگشتم ! دیر .. ولی قابل جبران.
[ بدون عنوان ]
جن زاده های دورگه-۳
جن زاده های دورگه -2
جن زاده های دورگه-۱
شناسایی جن زاده ها ممنوع!
می نویسم هنوز...
"زندگی ام با جنها-۲"
"عبادت جن"
"عکس واقعی جن-۳"
.....
آرشیو موضوعی
.....
مقالات
خاطرات از جنها
جن
ایمیل|email
متفرقه
داستان گونه
ارتباط با جن
محل زندگی جن
غذای جن
شیطان
موکل
عمر جن
صدا و زبان جن
راز مگو
جن هم خانه
امکان وجود جن
عکس جن
مذهب جن
همزاد
ازدواج جن با انسان
جن و بسم الله
جن و عالم غیب
جن زاده
.....
آرشیو ماهانه
.....
آذر 1383
دی 1383
بهمن 1383
اسفند 1383
فروردین 1384
اردیبهشت 1384
خرداد 1384
مرداد 1384
شهریور 1384
مهر 1384
آذر 1384
دی 1384
بهمن 1384
اسفند 1384
فروردین 1385
اردیبهشت 1385
خرداد 1385
تیر 1385
مرداد 1385
شهریور 1385
مهر 1385
آبان 1385
آذر 1385
بهمن 1385
اسفند 1385
تیر 1386
بهمن 1387
سریال زنان سرسخت
سریالی بسیار ریبا در ژانر درام و کمدی. برنده ۳ جایزه golden globe |
سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
. ساده در یک جمله بگم : به خاطر غیبت طولانی مدتم پوزش میطلبم. امروز که برای اولین برای بعد از تعطیل شدن وبلاگ به بخش نظرات سر زدم، 400 تا کامنت تایید نشده داشتم. بتدریج به سوالاتی که در کامنتها مطرح شده جواب میدم تا زمانی که این کم کاریها جبران بشه و مطلب جدید بنویسم. متاسفانه اکانت ایمیلی که روی سایت gawab داشتم، بعلت عدم استفاده بسته شده بود و تمام ایمیلها از دست رفته بود. اکانت رو مجددا راه اندازی کردم. لطفا اگر ایمیلی نوشته بودید که مهم بوده و هنوز منتظر جوابش هستید، دوباره بفرستید. از قدیمی ترین کامنتها شروع به جواب دادن کردم. ممکنه افرادی که این سوالها رو مطرح کرده بودند الان دیگه به این وبلاگ سر نزنند، با اینحال احتمال اینکه پاسخ سوالهای مطرح شده برای همه قابل استفاده باشه هست. پارمیدا
1. این طوری که من شنیدم جن ها بیشتر به آدمای ضعیف
تسلط دارن حالا سوال من اینه آدم ضعیف و قوی داره اما خانه یا مکان که
ضعیف و قوی نداره پس چی می شود که بعضی از خانه ها جن دارند ؟ بعضی دیگر
ندارند؟ یا بهتر بپرسم مکان نقشی در وجود جن دارد یا نه؟
2. من از کجا بدانم خانه ما جن دارد یا نه؟
3. اگر خانه ای جن داشته باشد وصاحب خانه از آن خانه برود امکان اینکه جن خانه صاحب خانه را به خانه برگرداند هست یانه؟
4.
وقتی کسی با جن ارتباط برقرار می کنه تاثیری روی فیزیک شخص دارد و اگر
دارد اطرافیان متوجه تغییر حالت شخص می شودند یا نه ؟ مثلا اگر بخواد با
جن ها ارتباط برقرار کنه چشمش قرمز شود یا شبیه به این؟ و احتمال این که
این شخص از نسل جن زاده ها باشه هست؟
پاسخ:
سلام دوست عزیز.
۱- مطالبی با عنوان « محل زندگی جن» قبلا نوشتم. لینکش رو میذارم مطالعه بفرمایید .http://jenzade.blogsky.com/category/cat-9/
۲-
اگر منظورتون جن ساکن در منزل باشه؛ اکثر مردم عادی؛ از طریق شنیدن صداهای
خاص و سنگینی فضای خونه متوجه شرایط غیرعادی خونه میشن.. اگر چیز خاصی
نمیبینید یا نمیشنوید؛ یا جنی ساکن دائمی منزل شما نیست و یا اگر هم هست
کاری با انسانهای ساکن خونه نداره که بهتر!
۳- جنها قدرت دخالت در امور انسانها رو بصورت غیر مستقیم دارند .. بنابراین چنین چیزی غیر ممکن نیست.
۴-
منظورتون تغییر رنگ عنبیه چشم هست؟ من تا بحال چنین چیزی ندیدم .. ممکنه
پوست کمی گلگون تر و قسمت صلبیه ( سفیدی چشم ) کمی سرخ تر بشه، یا لرزش و
تعریق زیاد اتفاق بیفته.
توضیح بیشتر : در جنها عنبیه ی قرمز
بسیار عادی ست .. ولی بدون بررسی موردی و دقیق نمیشه نظر قطعی داد که
شخصی با چشم قرمز رنگ جن زاده باشه.
1387/11/22| لینک یادداشت | نظر و سوال [19]
. سلام. از اینکه این مدت سر میزدید ولی مطلب جدید نبود، متاسفم. گرفتار تغییر شغل هستم و فرصت نمی کنم مقالاتم رو تکمیل کنم. تمام نظراتی که تا تاریخ ۲۸ تیر دریافت کرده بودم، پاسخ دادم. بزودی پاسخ دادن به ایمیلها هم تموم میشه. دعا کنید زودتر سرم خلوت بشه و از شرمندگی شما دربیام.
1386/04/28| لینک یادداشت | متفرقه| نظر و سوال [94]
. مجموعه بحث های مربوط به جن زاده ها و اختلاط نسل جن و انس مربوط به مراحل پیشرفته تر علوم خفیه ست. در شرایطی که اینجا هنوز بسیاری از سوالات در مورد شک در وجود و قدرت نفوذ جنها در دنیای مادی ست، این بحث شاید خیلی جا نداشته باشه ولی چون موضوع موردعلاقه شما بود، درموردش نوشتم و ناگفته نمونه که نظرات شما هم برای من جالب و ارزشمند بود.
از دوستان عزیزم : امیر، میترا، علی، پارمیدا، سهراب و بهار برای جواب دادن به سوال ممنونم. نظرات بسیار جالب و قابل تاملی دادید. اول به این سوال می پردازم که
آیا ازدواج انسان و جن باعث بهم خوردن تعادل نمیشه؟ نه. به سه دلیل:
1- عدم تمایل دورگه ها به کشیدن نسلشون به سمت انسان.
اولین نسل دورگه متعلق به جامعه ی جنها خواهد بود چون 98 درصد خصوصیات جن رو دارند و در بین جنها زندگی می کنند، در واقع عضوی از جامعه جنها هستند. اما عضوی که قدرتهاش ناقص شده و کمی ناخالصی داره. اگر این نسل اولی باز هم با یک انسان ازدواج کنه، نسل دوم که جنهایی ضعیف تر هستند به دنیا خواهند اومد. اما این دورگه ها مثل تمام موجودات باشعور و هوشمند سعی در تکامل دارند. شما اگر ماده شیمیایی داشته باشید که 98 درصد مس باشه و دو درصد نیکل ، بهش میگید مسی که ناخالصی داره یا نیکل ناخالص؟ اگر بخواید اونو کامل کنید ترجیح می دید اون دو درصد نیکل رو از بین ببرید و مس خالص بدست بیارید؟ یا اینکه اون 98 درصد مس رو از بین ببرید و نیکل رو خالص کنید؟ دورگه های نسل اول بیشتر متمایلند که با ازدواج با جنها خصوصیات جنیشون رو بیشتر کنند و به 100 در100 نزدیک کنند. احتمال اینکه نسل به سمت انسانها کشیده بشه کمه.
2- کندی گسترش دورگه ها.
با توجه به کندی رشد چقدر طول میکشه یک دورگه ی نسل اولی به سن ازدواج برسه؟ حداقل 170 سال. پس حداقل 170 سال بین دو نسل دورگه ها تفاوت وجود داره و گسترش دورگه ها کندتر از گسترش انسانهاست.
3- عدم پذیرش دورگه های نسلهای قبل از سی در جامعه انسانی.
یک دورگه از چه زمانی می تونه بین انسانها زندگی کنه و عضوی از جامعه انسانی محسوب بشه؟ زمانی که حداقل 70 - 80 درصد از خصوصیات جنها رو از دست داده باشه تا مناسب برای زندگی و مراوده عادی با انسانها باشه. یعنی برای اینکه یک دورگه بتونه در بین انسانها زندگی کنه لازمه که سی نسل قبلش با انسانها ازدواج کرده باشند تا بحدی از خصوصیات جنیش کم شده باشه که بتونه به جامعه انسانها بیاد.. مثلا مرئی باشه، روند رشدش با انسان سازگار باشه. این پدیده با احتساب احتمالات خیلی بندرت اتفاق میفته که هر سی نسل پی در پی با انسان ازدواج کنند. تا دورگه هایی مناسب برای زندگی در جامعه انسانی متولد بشن. و وقتی هم که این پدیده اتفاق بیفته، این موجودی که 80 درصدش انسان باشه، همونطور که میترای عزیز اشاره کرد اونقدرا ناهنجار نیست بلکه فقط مثل انسانیه که می تونه از قدرتهایی که بالقوه در سایر انسانها هم هست، راحتتر استفاده کنه.
خلاصه این سه نکته: به خاطر کندی گسترش دورگه ها، عدم تمایلشون به تکامل بسمت انسان و عدم توانایی تمام نسلها برای زندگی در جامعه انسانی، تعادل جامعه انسان بهم نمی خوره. درسته که الان تعداد زیادی دورگه بین انسانها زندگی می کنند اما توجه داشته باشید که این دورگه ها خیلی طول کشیده که بوجود بیان و اونقدر سریع زاد و ولد نمی کنند، بعلاوه این دورگه ها بیشتر انسانند و هرچقدر هم بیشتر با انسانها آمیزش کنند، انسانی تر خواهند شد و به قول علی عزیز تعادل این موازنه خودبخود حفظ خواهد شد.
در مورد عمر جنها و اینکه آیا عقلانیه موجوداتی روی همین سیاره و با تاثیر پذیری از همین شرایط، روند رشدی متفاوتی داشته باشند؟
یکی از روشهایی که برای آموزش به نوآموزان علوم خفیه استفاده میشه اینه که پدیده های فراطبیعی رو با پدیده های طبیعی مقایسه کنند و مشابهش رو پیدا کنند. همونطور که سهراب عزیز و بهار عزیز مشابه هایی عالی در دنیای قابل لمس پیدا کرده بودند.
منم این پدیده رو با مقایسه و مثال توضیح میدم.
فرض کنید یک گنجشک پیر و خسته و از نفس افتاده با پرهای داغون و جسم پیر رو در حال مرگ طبیعی ببینید.اگر بپرسید چندسال زندگی کرده، ممکنه بگن چهار ساله ست! در حالیکه یک کلاغ با جسم جوان و سرحال و در اوج شادابی رو ببینید که 50 سالش باشه!
این دو موجود رو با هم مقایسه کنیم: هر دو پرنده هستند، از نظر ماهیت و فیزیک بدنی و سیستمهای درونی خیلی شبیهند. عنصر آفرینششون یکیه. کار خاصی هم انجام نمیدن که باعث کم یا زیاد شدن عمرشون شده باشه. زیر یک آفتاب و روی یک خاک و با مواد غذایی طبیعی همین کره تغذیه شدند، اما باز هم روند رشدی شون اینقدر متفاوته. یکی در عرض چهارسال پیر شده و باید بمیره، یکی بعد از 50 سال تازه به جوونی رسیده.
ما کلاغ و گنجشک رو در دسترس داریم و با دستگاههای پیشرفته اسکن کردیم و می دونیم از چی تشکیل شدن و ماهیتشون چیه، اما اینها نتونستن راز این روند رشدی متفاوت رو نشون بدن. بنظر شما آیا کلاغ بیشتر لیاقت زندگی رو داره که عمرش بیشتره؟ به چه علت بین ایندو موجود فرق گذاشته شده؟ اینجا که دیگه صحبت از صنعت و لیاقت که امیر عزیز اشاره کرده بود هم نیست.
نمونه ای که من گفتم یکی از هزاران مورد طبیعی بود. همونطور که پارمیدای عزیز اشاره کرده بود حتی موجودات همدسته هم الزاما یکسان عمر نمی کنند. مثلا نژادهای مختلف سگ رو ببینید، بعضی ها عمرهای طولانی تر و بعضی عمرهای خیلی کم دارند. اما نه لیاقت زندگی کردنشون از هم بیشتره و نه اینکه اگاهی خاصی نسبت به راههای افزایش طول عمر خودشون که علی عزیز اشاره کرده بود دارند.
ولی این مسئله از نظر علم تجربی کاملا پذیرفته شده ست. هرچند ما علتش رو نمی دونیم اما اونقدر در طبیعت زیاده و دیده شده که بعنوان یک مسئله طبیعی می پذیریم.
بنابراین در مورد جنها هم این موضوع کاملا طبیعی و قابل پذیرشه. یعنی چیزی نیست که با عقل و طبیعت جور درنیاد.
و من فکر می کنم حتی اگر جنها خودشونو برای آزمایش بدست انسانها بسپرند، علم فعلی انسانها نمی تونه به این اسرار پی ببره. همونطور که راز عمر و روند رشد موجودات دیگه رو کشف نکرده، امیدوارم که در آینده اسرار و حکمتهای آفرینش برای ما معلوم بشه.
1385/12/06| لینک یادداشت | جن زاده| نظر و سوال [155]
. بدون مقدمه میرم سر سوال:
آیا جن زاده ها، خصوصیات جن مثل طول عمر، نامرئی بودن، رشد ذهنی سریع و رشد جسمی کند را دارند؟
باز هم بستگی داره نسل چندم باشند. این موضوع رو با مثال توضیح میدم :
- مثال اول: آقای جن خالصی به نام x با یک خانم انسان به نام y از نسل خالص انسان ازدواج می کنند. در این حالت احتمالا هیچکس از متاهل شدن خانم y باخبر نشده! فرزند حاصل از این ازدواج، موجودی با 98 درصد قدرتها و خصوصیات جن خواهد بود. نامرئی ست و در بین جنها زندگی می کند. شاید طول عمرش کمتر از آقای x که یک جن خالص است باشد. اگر پدرش قرار است 900 سال زندگی کند، این جن زاده مثلا 850 سال عمر می کند. ممکن است رشد عقلی اش هم کمی کندتر از سایر جنهای نژاد خودش باشد و رشد جسمی اش کمی شبیه به انسان باشد. یعنی سریعتر پیر شود.
- مثال دوم: یک جن زاده از نسل چهلم، با یک انسان خالص ازدواج می کنند. فرزند حاصل از این ازدواج، جن زاده ای ست که حدود 20 درصد قدرتهای جن را دارد. دارای نیروهای فراطبیعی ست. اما مرئی ست و بین انسانها زندگی می کند. اگر هیچ حادثه و بیماری ای برایش پیش نیاید و عمر طبیعی کند، عمر طولانی ای دارد مثلا میانگین 110-120 سال. بسیار باهوش است و قدرت جسمانی خوبی دارد. سرعت رشد جسمی و فیزیکی اش خیلی شبیه انسان است اما باز هم احتمالا مایه تعجب دیگران می شود:" ماشالله فلانی سنش اصلا نشون نمیده!"
نکته :
هرکسی که جوانتر از سنش نشون می داد، جن زاده نیست ها! هرکسی که خیلی باهوش و نابغه بود الزاما جن زاده نیست!
حالا من هی بگم، باز فردا ایمیل میاد که: "اینشتاین جن زاده نبود؟"
توی این مطلب تعدادی از خصوصیات جن زاده هایی که با انسانها زندگی می کنند هم بیان کردم. فعلا همین مقدار بنظرم کافیه. لطفا درموردش پافشاری نکنید.
پی نوشت:
موضوع پست آینده هم با جن زاده ها ارتباط داره : آیا تفاوت رشد جسمی بین جن و انسان منطقی و عقلانیه؟
آیا این مسئله موقع مخلوط شدن نسل جن با انسان باعث ناهماهنگی و بهم خوردن تعادل نمیشه؟
دوست دارم این بار قبل از نوشتن پست، نظر شما رو بدونم! بعد من توی پست بعدی پاسخم به این سوالات رو می نویسم.
اگر کتابی در اینمورد خوندید کتاب رو معرفی کنید یا متن انتخابی تون رو ازش بنویسید. اگر روی اینترنت مطلبی دراینمورد خوندید، لینک کنید. حتی اگر دوست داشتید می تونید در وبلاگ خودتون دراینمورد مقاله بنویسید و من لینکتون رو در پست آینده معرفی می کنم.
1385/11/18| لینک یادداشت | جن زاده| نظر و سوال [101]
. در بحث ازدواج جن با انسان، اشاره کرده بودم که فرزندان حاصل از این ازدواج موجوداتی هستند با قدرتهایی از جن و شباهتهایی به انسان. که بیان این مطلب کلی شادی و فحش و مهربونی و اینچیزها به همراه داشت! و خیلی ها سوال کرده بودند، اینم سوالات شما و پاسخهای من:
منظور از جن زاده یا دورگه چیست؟
موجوداتی هستند حاصل از آمیزش جن و انسان.
جن زاده ها بیشتر جن هستند یا انسان؟
بستگی به این داره که نسل چندم از جن باشند. مثلا ممکنه یکی از اجداد خیلی خیلی دور شما جن بوده باشه، در اینصورت شما هم یک جن زاده اید. ولی قدرتهای شما خیلی کم تر از جنهاست. چرا که قدرتهای جنها هم از طریق سلولهای جنسی، یعنی بصورت ژنتیکی منتقل میشه و در یک نسل باقی می مونه اما تضعیف میشه.
آیا ممکنه در نهایت این نسل به جایی برسه که هیچ قدرت فراطبیعی نداشته باشه؟
خیر. این قدرتها بااینکه در طول یک نسل تضعیف میشه به صفر نمی رسه و حتی اگر شده در حد یک حس ششم قوی، نمود داره. گاهی اوقات حتی برخلاف چیزی که انتظار داریم، ممکنه این قدرتها در یک نسل بجای تضعیف شدن، شدت بگیره، به دلایلی مثل آمادگی روحی و شرایط خاص. خلاصه اینکه امکان نداره شما جن زاده باشید ولی هیچ قدرتی نداشته باشید.
خود جن زاده ها می دونند که از نسل جن هستند؟
بله. خودشون از این موضوع آگاهی دارند. مگر اینکه نسل خیلی خیلی بسمت انسانها پیش رفته باشه و قدرتها بشدت تضعیف شده باشه. جن زاده ای که فقط یک میلیونیم از قدرتهای جن والدش رو داره و قدرت ارتباطش بشدت تضعیف شده، ممکنه دچار شک بشه.
قسمت دوم جن زاده های دورگه رو پس فردا- چهارشنبه- میتونید بخونید.
اگر نکته ای توی این پست مبهم بود یا سوالی در مورد جن زاده ها دارید، زودتر مطرح کنید تا توی پست بعدی پاسخ بدم. مطالب مرتبط با این پست:
ازدواج جن و انسان
عمر جن
1385/11/16| لینک یادداشت | جن زاده| نظر و سوال [32]
. سلام. ممنون از دوستانی که این مدت به وبلاگ سر زدند و با ایمیل و کامنت در مورد برگشتن من و موضوعات مورد علاقه شون پرسیدند. کامنتها که قبلا راه اندازی شده، ایمیلها رو هم به ترتیب پاسخ می دم.
وقتی کامنتها رو بررسی می کردم، متوجه شدم بیشتر ویزیتورهای جدید، از خودشون آدرس سایت یا وبلاگ نذاشتند. یعنی وبلاگنویس نیستند یا اینکه وبلاگ دارند، اما آدرسشو اینجا نمی ذارند شاید برای اینکه کسی نفهمه به اینجور مسائل علاقه دارند. اکثر ما تو وبلاگشهر اسم مستعار داریم و هویت مجازی، با اینحال همون پنهان کاریها و نگرانی هایی که در مورد شخصیت حقیقی مون داریم، برای شخصیت مجازی مونم داریم. این درمورد منم صدق می کنه ها!
اما من برای وبلاگهای خاصی مثل وبلاگهای طنز و مربوط به روابط جنسی کامنت نمی نویسم یا با اسم جن زده نمی نویسم، چون خیال می کنم خیلی بد میشه اگر کسی کامنت منو اونجا بخونه! ( خواهرم موقع ویرایش گوشزد فرمودند که تو این قسمت خودمو رسوا کردم ) اما خب انصاف داشته باشید، وبلاگ سکسی کجا و وبلاگ من کجا؟ یعنی نوشته های من همردیف اونهاست؟
انگار جن زاده ها اینجا خیلی طرفدار دارند، خیلی ها مشتاقند شناسایی شون کنند! من براساس سوالها و درخواست خواننده های وبلاگ ( ترجیحا ویزیتورهای دائمی ) مطلب می نویسم، پس درمورد جن زاده ها خواهم نوشت. اما دنبال روش شناسایی شون نباشید چون به دو دلیل نمی نویسم:
1- غیر اخلاقیه. جن زاده ها معمولا دوست ندارند شناخته بشن. نمی خوام با انتشار اطلاعات به کسی صدمه بزنم.
2- مفید نیست. افراد عادی فقط با اتکا بر نشانه های ظاهری نمی تونند تشخیص قطعی بدن کسی جن زاده هست یا نه. بعضی مشخصات دورگه ها ممکنه در انسانهای خالص هم وجود داشته باشه. پس چرا باید به تعدادی مشخصه ی ظاهری اشاره کنم و بعضی رو به شک بندازم که مبادا فلانی جن زاده ست! چه فایده ای داره؟
پی نوشت: برام جالبه بدونم، شمام جز وبلاگنویسهایی هستید که اینجا کامنت با اسم مستعار می نویسند؟
لطفا قبل از سوال کردن آرشیو موضوعی رو نگاه کنید.
بیوگرافی نیک آیین - نحوه ارتباطم با جن
1385/11/11| لینک یادداشت | جن زاده| نظر و سوال [44]
. دوستان مدتی این وبلاگ به حالت نیمه تعطیل درمیاد. حداقل تا اول دی. ممکنه بیشترم طول بکشه.
در مدت این تعطیلات من :
1- با موضوع جن آپدیت نمی کنم.
2- نظرات رو نمی خونم و پاسخ نمی دم و تایید نمی کنم.
3- ایمیل و آفلاین چک نمی کنم و پاسخ نمی دم.
ایمیل و کامنتهاتون تا موقعی که از تعطیلات برگردم، سربسته توی باکس ایمیل و سیستم نظرات وبلاگ می مونند.
البته ایمیلها و کامنتهایی که تا پایان روز یکشنبه - دوازدهم آذر هشتاد و پنج- فرستاده شدند، جواب خواهند گرفت.
پس چی کار می کنم؟
سعی می کنم این مدت به وبلاگ دوستانی که مرتب بهم سر میزدن، سر بزنم.
قالب وبلاگ رو به سختی فارسی کردم، خیلی هم ازش خوشم میاد اما چندبار غر شنیدم که دیر لود میشه و حجمش زیاده. بنابراین شاید قالب سبکتری برای وبلاگ پیدا کنم.
بعدش چی؟
وقتی که این تعطیلاتم تموم شد، دوباره مطلب می نویسم و به ایمیل و سوالها جواب می دم.
اگر مایلید خودم شروع دوباره ی نوشتنم رو بهتون خبر بدم، می تونید آی دی یاهو تونو برام بفرستید، تا به لیستم اضافه کنم.
nikaiin_jenzade
راستی لطفا کپی رایت نوشته هامو رعایت کنید و هرجا از مطالبم استفاده کردید لینکم رو اول مطلب بگذارید، از من گفتن، پیگرد غیر قانونی داره!
بیوگرافی من
نحوه ارتباطم با جنها
1385/09/13| لینک یادداشت | متفرقه| نظر و سوال [49]
. بالاخره این خاطره تموم شد! خاطره که نه، در واقع یه روز معمولی از زندگیمه. قبل از خوندنش مطلب "پرش" رو هم یه نگاه بندازید که در جریان قضیه "پریدن" و "ظاهر شدنم" باشید.
حدود 10 صبح بود. به خودم قول دادم حتی اگر سنگ از آسمون بارید، حتی اگه نفس سرکشم همین وسط هاراگیری کرد، از جام بلند نشم تا فصل 7 رو تموم کنم. وسطهای فصل بودم که از گوشه چشم دیدم خواهرم اومد تو اتاق. رفت طرف پنجره و گفت: خسته نباشی! سرمو از روی کتاب بلند نکردم: سلامت باشی... چرا در نمیزنی میای تو؟
هیچی نگفت. تیک تیک تیک با ناخن زد به شیشه ی پنجره.
برگشتم طرفش. خواهرم نبود. از بهترین دوستام بود. بـــــه سلاااااام چطــــــــــــــوری؟
.چه پیرهن خوشگلی پوشیدی! از این ورا؟ اونی که خواسته بودم چی شد؟ و.....
ناگفته نماند که جماعت محترمه ی مونث جن هم عینا مثل همجنس های انسانشون، با شنیدن تعریف و تمجید از ظاهرشون سرکیف میان!
نیمساعتی گپ زدیم. بعد گفت کار دارم. میام پیشت. خداحافظ.
آخرین چیزی که دیدم محو شدن موهای نقره ایش بود و بعد چشمام سیاهی رفت.
چند لحظه بعد یه دفعه روشنایی هجوم آورد تو چشمام. اولین چیزی که دیدم یه تخته ی وایت برد بود و استاد فیزیک که کنارش وایساده بود و مسئله حل می کرد.
. توی یه کلاس بودم. از روی عادت اول به ساعت نگاه کردم که ببینم چقدر پریدم. ساعت 9 و نیم صبح بود! مشغول تفکر شدم که ببینم کی من کلاس فیزیک داشتم و اینا...
چند دقیقه ای طول کشید تا قضیه ی ساعت و روز تو ذهنم تحلیل بشه و بعد با درک اینکه حداقل 24 ساعت تو فضا بودم، ارور دادم و یهو از جام بلند شدم وایسادم و
همونجا کپ کردم! آخه سابقه نداشت اینقدر زیاد پریده باشم.
چند ثانیه ای گذشت و همه گویا منتظر بودن ببینن من چرا وایسادم و عکس العمل بعدیم چی می تونه باشه. صدای پشت سری ها دراومده بود که بشین ما داریم می نویسیم. استاد هم برگشت یه نگاهی
بهم کرد ولی چیزی نگفت.
دیگه شرمنده از روی استاد نشستم تا مابقی تعجبمو نشسته ادا کنم. بدجوری مغزم منجمد شده بود، باید می رفتم بیرون. اومدم دوباره پاشم که رضا دوستم، که تا اونموقع ندیده بودم کنارم نشسته، گفت: چت شده؟ گفتم: هیچی میرم یه دقیقه یه هوایی بخورم بیام.
بنظر خودمون داشتیم خیلی یواش و درخفا صحبت می کردیم، ولی یا صداهامون خیلی ناهنجاره یا استاده تیز بود که گفت: بله آقای نیک آیین بفرمایید یه آبی به صورتتون بزنید.
دختر جن زاده ی کلاس که جلوم نشسته بود، چادرش رو مرتب کرد و برگشت نگام کرد و خندید. چپ چپ نگاش کردم.
. این لعنتی می دونه جن زاده ست. از احوال منم کمابیش خبر داره و هرموقع راه داشته باشه به ریش ما بخنده، کوتاهی نمی کنه.
خلاصه از کلاس زدم بیرون و رفتم بوفه. ده بیست دقیقه بعدشم کلاس تعطیل شد و رضا اومد پایین. تا جایی که می شد بطور نامحسوس آمار گرفتم ببینم امروز چندشنبه ست و چندم ماهه. وقتی فهمیدم قریب 48 ساعت پرواز داشتم، دیگه دود از کله م بلند شد.
.کلاس بعدی رو بیخیال شدم و از دانشگاه رفتم بیرون.
داشت بارون میومد، هیچ ماشینی هم واینمیستاد (عجب کلمه ای!) سوارم کنه، خلاصه دوساعت کنار خیابون دلقک بازی درآوردم و سر و گردن و دست و کمرمو قر دادم تا با مصیبت یه ماشین دربست گرفتم.
نزدیکی های خونه دستمو کردم تو جیبم که ببینم اصلا پول دارم یا نه، خوشبختانه پول بود ولی بدبختانه یه چیز دیگه هم تو جیبم بود، سوئیچ ماشینم!
هرچی فکر کردم، هیچ رقمه یادم نمیومد ماشینم کجاست آیا؟
و نهایتا اون روز مجبور شدم برگردم از کوچه ی بغل دانشگاه ماشینو وردارم بیارم.
کم کم کارم داره به جایی می رسه که 6 ماه سال اینور آب باشم، 6 ماه اونور یعنی تو فضا!
بیوگرافی من - نحوه ارتباطم با جن
سوالات شخصی رو با فونت فارسی به ایمیل jenzade@gawab.com بفرستید.
1385/08/28| لینک یادداشت | خاطرات از جنها| نظر و سوال [117]
. در مورد سه گروه کلی مذهب های جن توضیح داده بودم. کافرها، مسلمانها و گروه سومی که نه کافرند و نه مسلمان. اکثریت جنها در دسته ی سوم قرار دارند. همونطور که اکثر انسانها نه کافرند و نه مسلمان کامل.
همه یکسانند؟
به هیچ وجه. جنهایی که نه مسلماند و نه کافر، گروههای اعتقادی مختلفی دارند، همونطور که بین ما انسانها هم گرایش های اعتقادی متفاوت و زیادی هست. مثلا ببینید پیروان اسلام به گروه های مختلف مثل شیعه و سنی تقسیم شدن و بعد دوباره هرکدوم از گروههای شیعه و سنی خودشون چندین زیر شاخه دارند، و در عبادات و اعتقادات و احکام با هم متفاوتند، حتی افرادی که مقلد افراد مختلف هستند، بخاطر تفاوت عقاید مرجع تقلیدهاشون، عبادات و فرایضشون رو متفاوت انجام می دن.
بین جنها هم همین تفاوتها وجود داره. جنها هم گروههای مختلف مذهبی دارند و هرکدوم زیر شاخه های زیادی دارند و جزئیات عباداتشون یکی نیست.
بهمین دلیل من عبادات رو بصورت کلی می گم و در جزئیات خیلی دقیق نمیشم. شما مثل همیشه در نظر داشته باشید که من از روی دیده ها و تجربیات و با استناد به حرفهای دوستانم می نویسم، نه قطعی و دقیق.
جن مسلمان مثل انسان مسلمان؟
عبادات جنها با انسانها در اصل و مفهوم یکی و در ظاهر متفاوته. جنهای مسلمان، اگر ایمانشون واقعی باشه و بخوان به فرایض دینشون عمل کنند، بخاطر محدودیتهاشون، بیشتر روی مفاهیم تکیه می کنند.
نماز جن
یعنی چی که جنها روی مفاهیم تکیه می کنند؟ مثلا مفهوم نماز در دین اسلام رو اگر تشکر از خدا بدونیم، جنها که نمی تونند بسم الله الرحمن الرحیم بگن و دقیقا مراحل نماز رو انجام بدن، از نظر ما نمازشون باطله! اما موقع اذان می تونن رو به قبله بایستند، به حالت احترام و ذکر بگن. از میانه های سوره ها شروع کنند و قسمتهایی از قرآن رو بخونند و ...
هرکدوم از گروه های جن یکسری از کارها و ذکرها رو موقع نماز انجام میدن که بنظر خودشون درست تره. بر اساس راهنمایی هایی که از امامان اسلام گرفتند و نسل به نسل برای هم نقل کردند و بر اساس چیزهایی که در نماز انسانهای مسلمان وجود داره و غیره.
حواستون باشه که نمیشه گفت جنها نمازشون باطله یا درست نیست. این چیزیه که خداوند می دونه با اونها، شاید نماز بعضی از این جنها از نماز بعضی انسانها هم کاملتر باشه.
قرآن و جن
در مورد قرآن خوندن جنها محدودیتهایی دارند. مثلا سوره های سجده دار، آیه الکرسی، بسم الله الرحمن الرحیم رو نمی تونن بخونند. بیشتر سوره های بدون بسم الله رو می خونند، از میانه ی سوره ها شروع می کنند و بخشهایی رو قرائت می کنند. جنها نمی تونن قرآن و کلماتش رو لمس کنند و یا از اون عبور کنند - حالا یکی می پرسه پس چطوری ورق می زنن؟! از گوشه ی کاغذش می گیرن بابا! - بنابراین جنها حرمت قرآن رو نمی تونن بکشنند.
بیشتر توضیح میدم، ببینید در مورد انسان با اینکه امر به نگهداشتن حرمت قرآن شده، اما این مسئله بهش تحمیل نشده. میتونه اطلاعت یا نافرمانی کنه. اگر نافرمانی کنه سزاشو می بینه. اما جنها در اینجور موارد اختیار ندارند.
مثلا اگر جنی بخواد به قرآن بی حرمتی کنه، لمسش کنه چی میشه؟ درجا دود میشه میره هوا؟
نه! مسئله همینه که جن حتی اگر بخواد نمی تونه به قرآن بی حرمتی کنه. یعنی مثل این می مونه که قرآن داخل محافظ شیشه ای قرار داشته باشه و جن اصلا دستش به کلمه های قرآن نرسه.
اما مثلا اگر جنی بیاد و دروغی در مورد قرآن بگه، چی؟ اینم بی حرمتیه. خب اینجا سزاش رو می بینه. دقیقا مثل انسان.
روزه و سایر عبادات
و درمورد احکام و عبادات دیگه، مثل روزه، جنها تقریبا محدودیت زیادی ندارند. مثلا یکروز از اذان صبح تا اذان مغرب برای رضایت و تقرب به خداوند، چیزی نمی خورند و کی می تونه بگه خداوند روزه شونو قبول نمی کنه؟؟!
حلال و حرام، حجاب، احکام ارث و ...
غیر از نماز و قرآن و روزه، بعضی از دستورات دین هست که به مسلمانها واجب شده، جنها هم محدودیتی در اون ندارند و می تونن انجام بدن، اما در جزئیاتش مشکلاتی براشون پیش میاد. مثلا موقع تقسیم ارث به روش و دستور اسلام، به اون جنی که جنسیت مختلط داره یعنی هم مرد و هم زنه، چقدر باید ارث برسه؟
یا حلال و حرام مال و خوراکی ها رو می تونند مراعات کنند، اما باز هم اشکالاتی در جزئیاتش دارند.
درمورد حجاب جن توی پست دیگه ای مینویسم. لطفا سوالات مرتبط بپرسید.
بیوگرافی من - نحوه ارتباطم با جن
اگر سوالی در مورد این پست داشتید در بخش "نظر و سوال" مطرح کنید.
سوالات شخصی رو با فونت فارسی به ایمیل jenzade@gawab.com بفرستید.
1385/08/21| لینک یادداشت | مذهب جن| نظر و سوال [41]
. اول جریان قراری که در پی نوشت پست قبلی نوشته بودم، بگم. قرار عمومی نبود، یه عده از ویزیتورهای وبلاگ رو خودم انتخاب و دعوت کردم تا درمورد مسئله ای باهم صحبت کنیم.
عکس از آتش؟
بعد از اینکه مطالب "عکس واقعی از جنها" رو گذاشتم، خیلی ها براشون سوال شده بود که چطور جنی که از جنس آتشه، میشه ازش عکس گرفت.
اولا که خداوکیلی از آتش می شه عکس گرفت! من که خیلی دیدم.
از این گذشته، خواص فیزیکی و شیمیایی مواد اولیه ی آفرینش موجودات بطور کامل بهشون منتقل نمیشه. مثلا ما خودمون از گل ( درواقع خاک) ساخته شدیم. آیا ما خواص خاک رو داریم؟ اگر روی ما آب بریزن گل میشیم؟ نه!
خب جنها هم همینطورند.
یعنی با این که از آتش ساخته شدند ولی اگر روشون آب بریزید نابود نمیشن یا خواص نور رو ندارند. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی بدن جنها دقیقا مثل خصوصیات آتش یا نور نیست.
مرئی یا نامرئی؟
سوال دیگه ای که پرسیده شده بود این بود که: چرا ما جنها رو در حالت عادی نمی بینیم ولی توی عکس می بینیم؟
من فکر می کنم این به خاطر حساسیت بیشتر فیلم دوربین عکاسی باشه.
از طرفی جنها قادرند خودشون رو هرچقدر بخوان مرئی یا نامرئی کنن. ممکنه بتونن خودشون رو اونقدر مرئی کنند که بشه عکسشون رو گرفت، ولی با چشم عادی دیده نشن.
یک نکته
حتی توی عکسها همه نمی تونن جن رو ببینند. برای تشخیص مقدار دیدتون می تونید همین الان با این عکس خودتونو امتحان کنید.
به این عکس نگاه کنید و ببینید چند تا جن تشخیص می دید و هرکدوم کجان، عکس از سایت ghoststudy.com برداشته شده. پیشنهاد می کنم عکس رو سیو کنید و روش زوم کنید تا دقیق ببینید.

جواب من 3 ست.
خانم قرمز پوش و بچه همراهش، انسان هستند.
مردی که جلوی اونها ایستاده جن و در حال پروازه. کمی جلوتر از جن اول، یک جن دیگه پشت به دوربین ایستاده و بدن باریک و لاغری داره. جن سوم سمت چپ عکس، داخل ماشین پارک شده ست که صورتش از شیشه ی ماشین معلومه.
بچه ای هم که جلوی دوربین وایساده و کاپشن صورتی تنشه، انسانه.
حالا دقت کنید و ببینید می تونید اینهایی که گفتم توی عکس پیدا کنید.
بیوگرافی من - نحوه ارتباطم با جن
اگر سوالی در مورد این پست داشتید در بخش "نظر و سوال" مطرح کنید.
سوالات شخصی رو با فونت فارسی به ایمیل jenzade@gawab.com بفرستید.
1385/08/14| لینک یادداشت | عکس جن| نظر و سوال [48]
. راستش من اصلا خاطره نویسی م خوب نیست، مطالبی هم که به شکل خاطره توی این وبلاگ بوده یا خواهرم نوشته ، یا من دو خطشو نوشتم و دادم خواهرم ویرایش کنه، وقتی ازش تحویل گرفتم یه صفحه شده بوده!
تو کامنتها و ایمیل ها زیاد می خونم که خاطره و داستان بنویس.
ولی بی استعدادی من در خاطره نویسی یه طرف، از اون طرفم فکر می کنم تعریف داستانهای ترسناک جن و اشباح، رواج خرافاته و سودی نداره. برام مهمه که مطالب مفید و اطلاعات رسان باشند.
اما بخاطر اینکه حرفتونو زمین ننداخته باشم، دارم یه خاطره می نویسم. الان حدود 7 هفته ست دارم روش کار می کنم و خیلی هم خوب پیشرفت کردم. یعنی یه 4-5 خطی شده. فقط نگید بده خواهرت ویرایش کنه که دلم می شکنه.
بسم الله برای محافظت انسان
چطور؟
وقتی که لفظ بسم الله الرحمن الرحیم به زبان بیارید، جنها از شما دور میشن. فرار نمی کنند! ولی مثلا چندمتر اونطرف تر می رن.
چه مدت؟
در لحظه ای که شروع به گفتن بسم الله الرحمن الرحیم کنید جنها درجا به چندمتر دورتر منتقل میشن، و لحظه ای که کلام شما به پایان رسید، جنها می تونن دوباره نزدیک بشن. یعنی مدت محافظت بسم الله الرحمن الرحیم از انسان، فقط همون زمانی ست که انسان در حال گفتن بسم الله باشه.
چرا؟
نمی دونم! من اگر درگیر جنبه های خشن و ترسناک دنیای ماوراالطبیعه نمی شدم، شاید هیچوقت حتی عمیقا به خدا و قرآن معتقد نمی شدم. اگر جنی به قصد آزار بسمت من حمله نمی کرد و به چشم خودم نمی دیدم، شاید هیچوقت باور نمی کردم که چطور آیه الکرسی می تونه روی جنها تاثیر جسمی بذاره.
هنوزم دلیل این تاثیرات رو نمی دونم ولی چون به چشم می بینم نمی تونم انکار کنم. اصلا نمی فهمم چرا این اذکار بشکل عربی روی جنها تاثیر دارند اما فارسی یا انگلیسی یا آلمانیشون بی تاثیرند. ولی چون به چشم می بینم که فقط عربی ش تاثیر داره، جایی برای انکار ندارم.
پی نوشت: از دوستانی که سر قرار اومدند خیلی متشکرم، زمان و مکان قرار بعدی رو زودتر می فرستم.
بیوگرافیم - نحوه ارتباطم با جن
اگر سوالی در مورد این پست داشتید در بخش "نظر و سوال" مطرح کنید.
سوالات شخصی در ایمیل jenzade@gawab.com پاسخ می گیرند.
1385/08/07| لینک یادداشت | جن و بسم الله| نظر و سوال [36]
. فقط خداوند از آینده و سرنوشت همه مطلع است. جنها و انسانها از آینده بی خبرند. اما علم پیشگویی و قدرت پیش بینی حقیقت دارند.
قبلا چندبار پراکنده توی کامنتها و پستها در مورد جن و اطلاع از آینده نوشته بودم. توی این یادداشت مفصل در اینمورد توضیح دادم و مطمئنم آخر این پست خیلی راحت به جواب این سوال می رسید که: چقدر میشه به حرفهایی که جنها در مورد آینده می زنند مطمئن بود؟
اصل کلی 1 :
به اعتقاد ما مسلمانها خداوند از عالم غیب و هرچیز پنهان مطلع است و عالم غیب رو برای هرکس که بخواد می تونه روشن کنه.
پیش گویی :
بعضی انسانها قدرتهای فراطبیعی دارند. مثل پیشگویی. یعنی بطور محدود از اتفاقات آینده یا طالع و سرنوشت دیگران باخبر هستند. اگر این قدرت حقیقی ست چرا به ندرت پیشگویی ها به حقیقت می پیوندند؟
به این دلیل که سرنوشت و اتفاقات آینده برای هرکس دائم در حال تغییره. مثلا ممکنه یک روشن بین در سرنوشت شما موفقیت شغلی ببینه، ولی هفته ی دیگه این موفقیت از طالعتون محو شده باشه. دلیلش به کارهای خود شما در این هفته برمی گرده که به نحوی زمینه های رسیدن به این موفقیت رو از بین بردید.
شاید بنظر خودتون دیر رسیدن سر یه قرار بی اهمیت، ارتباطی به موفقیت آینده تون نداشته، اما درواقع موفقیتتون به همون قرار بستگی داشته.
پس اعمال ما هرلحظه در حال تغییر دادن سرنوشت و آینده مونه. به همین دلیل حتی ماهرترین پیشگوها هم مطمئن نیستند چیزی که در طالع افراد می بینند، حتما به حقیقت بپیونده.
در بین جنها هم افرادی هستند که قدرت پیشگویی دارند و اونها هم دقیقا مثل انسانهای پیشگو نمی دونند اتفاقاتی که می بینند حتما رخ میده یا بعدا سرنوشت تغییر می کنه.
اصل کلی 2 :
خداوند از سرنوشت انسانها مطلع و مطمئنه. یعنی خداوند می دونه سرنوشت ما در نهایت بعد از تمام تغییرات چی میشه. مطمئن بودن از سرنوشت نهایی، همون قدرت واقعی علم غیب است که در قرآن گفته شده و ما هم معتقدیم هیچکس جز خداوند به اون آگاه نیست.
پیش بینی :
انسانها با کمک علم و استدلال قادر به پیش بینی بعضی چیزها هستند مثلا آب و هوا و شرایط جوی. یک انسان معمولی با دونستن سرعت افزایش جمعیت و چند عملیات ساده ریاضی می تونه جمعیت کره زمین رو در 70 سال آینده تخمین بزنه و پیش بینی کنه.
این پیش بینی ها به قدرت خاص یا فراطبیعی نیاز نداره. فقط با آگاهی از چند حقیقت ساده که از طریق آمارها، دیده ها و شنیده ها بدست میاد و داشتن حداقل معلوماتی از علمی مثل ریاضی میشه پیش بینی کرد. اما پیش بینی ها هم ممکنه نادرست باشند و اتفاقات همیشه اونطور که طبق تجربیات گذشته و استدلالمون انتظار داریم، پیش نمی ره.
جنها هم قدرت پیش بینی دارند. چرا که علم و آگاهی و قدرت استدلال و محاسبه دارند. و از اونجا که جنها در بعضی علوم از انسان مسلط تر هستند، حواس گسترده تر و قوی تر نسبت به انسان دارند، حواس فراطبیعی و تسلط بر انرژی های نادیدنی دارند و معمولا هوشیارتر و سریعتر از انسان هستند؛ پیش بینی هاشون از انسان دقیق تر و صحیح تره و ضریب خطا در حدسیات و پیش بینی هاشون بسیار کمتره. با اینحال جنها هم احتمال خطا در پیش بینی دارند.
و موقع قضاوت درمورد گفته های جن و انسان، مسئله اختیار رو هم در نظر بگیرید. جنها و انسانها اختیار دارند که دروغ بگن یا حقیقت.
بیوگرافی - نحوه ارتباطم با جن
اگر سوالی در مورد این پست داشتید در بخش "نظر و سوال" مطرح کنید.
سوالات شخصی در ایمیل jenzade@gawab.com پاسخ می گیرند.
1385/07/30| لینک یادداشت | جن و عالم غیب| نظر و سوال [30]
. سلام. طاعات و عباداتتون قبول.
به خاطر شبها و روزهایی که باید به خودم بپردازم و به فکر گذشته و آینده و دنیا و آخرت خودم باشم و با الله ام خلوت کنم، امروز بضاعتم در حد همین یادداشت کوتاهه. خیلی ها بعد از مطلب غذای جن، براشون سوال شده بود که بسم الله الرحمن الرحیم تا چه مدت و چه حد از وسایل و غذاهامون محافظت می کنه.
بسم الله برای محافظت وسایل و غذاها:
نکته1: اگر موقعی که غذا یا وسایل رو جایی می گذارید، در حال گفتن بسم الله الرحمن الرحیم باشید، تا زمانی که دوباره انسانی اون رو لمس نکرده، محافظت میشه و هیچ جنی اونو برنمی داره و لمس نمی کنه.
نکته2: اگر مثلا دارید خریداتونو توی یخچال می ذارید، لازم نیست برای هر دونه از خوراکی هایی که می ذارید بسم الله بگید. می تونید در مدتی که یک بسم الله الرحمن الرحیم می گید 3-4 تا چیزو بذارید و از همه شون محافظت می شه.
نکته3- موقعی که از یه سری وسایل استفاده کردید و فراموش کردید براشون بسم الله بگید، حالا یادتون اومده، کافیه یک بسم الله الرحمن الرحیم بگید و روی تمامشون فوت کنید، به این نیت که محافظت بشن.
نکته4- موقع خوردن و نوشیدن با بسم الله شروع کنید. اگر بین خوردن یا نوشیدن، صحبت نکنید، همون یه بار کافیه. اما اگر صحبت کردید، موقع دوباره خوردن یا نوشیدن بسم الله بگید.
نکته5- هیچ لفظ دیگه ای اثر محافظتی بسم الله الرحمن الرحیم رو نداره حتی ذکر "یالله".
التماس دعای مخصوص شب قدر.
سوال عمومی در کامنت و سوال شخصی در ایمیل jenzade@gawab.com جواب داده میشه.
قبل از سوال و ایمیل نوشتن به بیوگرافی، فهرست موضوعی مطالب و نحوه ارتباطم با جن نگاهی بندازید.
1385/07/23| لینک یادداشت | جن و بسم الله| نظر و سوال [23]
. می خواستم طبق معمول فقط در سطح سوالات پرسیده شده بنویسم، اما فکر کردم بد نیست در مورد این موضوع کمی فراتر برم. اگر سوالی داشتید که جوابش اینجا نبود در بخش "نظر و سوال" بپرسید.
جن خالص یعنی؟
جنی که نسلش قبلا هرگز با انسانها آمیخته نشده باشه و تمام اجدادش جن بوده باشند، در این وبلاگ جن خالص می نامم.
ممکن است؟
بله ازدواج جن و انسان عملی و ممکنه. بارها اتفاق افتاده. و امکان بچه دار شدن در این ازدواج هست.
به صلاح هست؟
از نظر من نه. داستان خاله سوسکه رو شنیدید که هرکس بهش پیشنهاد ازدواج می داد اول ازش می پرسید: اگه دعوامون بشه، منو با چی می زنی؟
حداقلش اینه که مام در حد خاله سوسکه درمورد آینده ی ازدواجمون فکر کنیم! اگر شما با همسر جنتون دعواتون بشه، بنظرتون شما رو با چی می زنه؟
فرزندان حاصل از این ازدواج
بچه های حاصل از این ازدواج دورگه های جن و انسان هستند که بسته به اینکه نسلشون بیشتر به سمت انسان یا جن پیش رفته باشه، قدرتهاشون متغیره.
اگر جنی خواستار ازدواج با یک انسان باشه...
اجازه نمی ده هیچ انسان دیگه ای به قصد ازدواج به شخص نزدیک بشه.
از اینکه خواسته های انسان رو برآورده کنه خوشحال میشه.
دائم در اطراف اون انسان و همراه و کمک حالش هست.
به نحوی با انسان تماس برقرار می کنه و علاقه ش رو ابراز می کنه.
و ...
درصورت ازدواج با جن...
ممکنه اطرافیان هرگز نفهمند که شخص ازدواج کرده.
معمولا تصور میشه که بخت طرف بسته شده و برای همین تمام شانسهای ازدواجش از بین می ره.
از نظر غذا و لباس و رفاه مالی انسان تامینه، اما اینکه این پولها از کجا بدست میاد خدا داند!
انسان قادر به دیدن و ارتباط با جنهای دیگه هم میشه.
بتدریج قدرت جسمی و سلامت انسان کم میشه و اکثرا ضعیف و بیمار بنظر میاد.
شخص خیلی بیشتر از سایرین در معرض تسلط و نفوذ جنهاست.
اگر مشکل یا کدورتی بین انسان و همسر جنش بوجود بیاد، کسی که آسیب و آزار می بینه معمولا انسانه.
و ...
نکته 1: جنها معمولا چند همسر دارند، یک جن مونث یا مذکر ممکنه چندین بار ازدواج کنه و در اینمورد اعتباری به جنها نیست. حتی جنهای مسلمان.
نکته 2: امکان نداره که انسان با جنی ازدواج کنه و خودش ندونه! یعنی به هر حال موضوع برای انسان روشن میشه.
نکته 3: گاهی ممکنه این ازدواج اجباری از طرف جنها باشه و انسان راضی نباشه.
نکته 4: جنهای غیر خالص و دورگه ها هم ممکنه با انسانها ازدواج کنند، در اونصورت موضوع کمی متفاوت میشه اما بنظر من باز هم به صلاح انسان نیست که با نژادهای جن ازدواج کنه. چه خالص چه غیرخالص.
اگر سوالی مرتبط با موضوع ازدواج جن و انسان داشتید در بخش "نظر و سوال" همین یادداشت بپرسید.
سوالات شخصی فقط در ایمیل پاسخ داده میشه. jenzade@gawab.com
1385/07/16| لینک یادداشت | ازدواج جن با انسان| نظر و سوال [66]
.چشم! دو مطلب متوالی درباره ی خودم نوشتم، همه شاکی شدن.. به ما نیومده اینجا درددل کنیم. یادداشتی که امروز می ذارم پاسخ سوالاتیه که تا حالا توی ایمیل و کامنت در مورد همزاد پرسیده شده. اگر سوال جدیدی در مورد همزاد دارید، در بخش نظرات همین پست بپرسید.
مقدمه: برای بهتر متوجه شدن مطلب امروزم، باید در مورد عمر جن اطلاعات داشته باشید و بدونید که تاثیر گذشت زمان بروی ظاهر و باطن جنها چطوریه. اگر می دونید که هیچ، اگرنه می تونید مطلب عمر جن رو مطالعه کنید.
معنی همزاد: از نظر لغوی همزاد یعنی همسن. به دو بچه ای که در یک آن متولد شده باشند، همزاد گفته می شه.
همزاد جنی: با توجه به معنی کلمه ی همزاد می تونیم بگیم: جنی که 24 سال پیش همزمان با نیک آیین متولد شد، همزاد اونه. درسته؟
خب حالا با توجه به مطلب عمر جن و روند رشد جسمی جنها، اگر من، نیک آیین 24 ساله، همین الان جن همزادم رو ببینم، چه شکلیه؟ جسمش شبیه یه آدم 24 ساله ست؟
نه! جسمش شبیه یک بچه ی دو ساله ست.
تصور اشتباه 1 : ظاهر یکسان. آیا همزادها شبیه هم هستند؟ نه. هیچ ارتباطی بین همزاد بودن و شباهت ظاهری وجود نداره. ممکنه قیافه و اندام همزادها دو قطب مخالف هم باشه. اصلا شاید جنسیتشون فرق بکنه. ممکن هم هست شباهتهایی به هم داشته باشه. اما همزاد بودن فقط به یک عامل بستگی داره: متولد شدن در یک لحظه و دیگر هیچ!
تصور اشتباه 2 : رفتار یکسان. این مورد هم درست نیست. یعنی دو تا همزاد مثل دو آدم مستقل رفتار می کنند. حتی اگر شباهتی در طرز رفتار دارند، ارتباطی به همزاد بودنشون نداره. خلق و خو، رفتار و خصوصیات همزادها مستقل و بی ارتباط با همدیگه ست.
تصور اشتباه 3 : سرنوشت یکسان یا زندگی های مشابه. این عقیده رایجه که همزاد جنی، در دنیای جنها داره همون اتفاقات و زندگی ای که ما تجربه می کنیم، پشت سر می گذاره و سرنوشت های ما بهم شبیه یا وابسته ست. این عقیده غلطه. زندگی و سرنوشت هرکسی، از جن و انس و ... متفاوت و مستقل نوشته شده و شرایط زندگی همزادها یکسان نیست.
حتی احساسها و شرایط زندگی برای خواهر و برادرهای دوقلو هم یکسان نیست، چه برسه برای همزادها که آفرینش های متفاوت دارند!
تصور کنید، وقتی من در 33 سالگی ازدواج کنم، همزاد جنی من تازه 3 ساله شده! چطور می تونیم اتفاقات یکسان رو تجربه کنیم؟![]()
تصور اشتباه 4 : تعداد همزادها. اکثر مردم فکر می کنند هرکسی فقط یک همزاد منحصر بفرد داره. اما درست نیست. در لحظه ی تولد یک انسان، ممکنه چندین انسان و جن و ... دیگه به دنیا بیان و همه ی اینها که در یک آن متولد شده اند، همزاد هستند. بنابراین هرکس چندین همزاد انسانی و جنی و ... داره.
تصور اشتباه 5 : روبرو شدن همزادها و اتفاقات خاص. توی ایمیل ها مطالبی شبیه به این زیاد خوندم که: "به من گفتن باید همزادت رو پیدا کنی و اون بهت کمک می کنه چیزی که می خوای بدست بیاری"
ممکنه گاهی کمکی از طرف همزادهای جنی به انسان بشه ولی این یه اصل کلی نیست که هرکس یکی از همزادهاش رو پیدا کرد به چیز خاصی دست پیدا می کنه. ما ممکنه بارها با همزادهای جنی و انسانی مون برخورد کنیم و متوجه نشیم. ارتباط ما با همزاد جنی مون، متفاوت از سایر جنها نیست. مثلا اگر ازشون چیزی درخواست کنیم، در مقابل بهایی باید بپردازیم.
خلاصه : پس همزادهای جنی ما که در لحظه ی تولد ما، به دنیا اومدند، ظاهر و خصوصیات و سرنوشت متفاوت دارند. نسبت به ما وابستگی خاصی ندارند و اگر با اونها برخورد کنیم اتفاق خاصی رخ نمی ده. ضمن اینکه همزاد جنی ما جسمی 11 برابر جوانتر از ما داره.
اگر درمورد همزاد سوالی دارید، در بخش نظرات همین پست بپرسید
1385/07/09| لینک یادداشت | همزاد| نظر و سوال [45]
. از شماره ای که کنار تیتر زدم معلومه می خوام باز موضوعو کش بدم، نه؟ چی کار کنم دیگه، بلد نیستم تو یه جلسه قال قضیه رو بکنم بره پی کارش.
مطالبمو که مرور می کردم، بنظرم اومد درحد ایجاد یه آشنایی مختصر با دنیای جن و در قواره ی آگاهی خودم، تا اینجاش خوب اومدم جلو و در حاشیه ی وبلاگ هم خیلی چیزایی که می خواستم بدونم، فهمیدم. همیشه دوست داشتم نظر بعضی ها رو در مورد جن و دنیای ماورالطبیعه بدونم. مثلا نظر آدمهای موردعلاقه م. دلم می خواست بدونم مردم دیگه هم مثل من اینقدر درگیر این ناشناخته ها هستند یا نه. شاید برای شمام جالب باشه بدونید که برخلاف ظاهر مرموز و گوشه گیر این علم، خیلی ها تو زندگیشون خیلی جدی با این مسائل درگیر هستند.
قبلا فکر می کردم تمام ارتباط دنیای جن و انسان توی یه مشت خرافات و ترس و مسخره بازی و اتفاقات نگفته و رازهای پوشیده خلاصه می شه. ولی حالا فهمیدم که اکثر آدمها چه ذهنی و چه عینی با این قضایا کلنجار می رن و ارتباط تنگاتنگ و روزمره با ماوراالطبیعه فقط تو سرنوشت من نیست.
از این بابت هم خوشحالم و هم ناراحت.
خوشحالیم که معلومه، برای اینه که تنها نیستم و ناراحتیم برای اینه که من و همه ی اونایی که مثل من هستند، خیلی سردرگمیم و مجبوریم بخش بزرگی از زندگیمونو از همه پنهان کنیم، برای همین خیلی دیر همسان های خودمونو پیدا می کنیم و اطلاعات خیلی دیر بین ما منتقل می شه. هنوز خیلی مونده به جایی برسیم که بتونیم دیوانگی رو از جن زدگی، توهم رو از واقعیت، استعداد و توانایی واقعی رو از ادعا و مشنگی تشخیص بدیم.
خیلی ها که می تونن در این زمینه پیشرفت کنند و علم بشری رو با کمک توانایی هاشون کمی بالاتر از سطح فعلی ببرند، به تصور مجنون بودن راهی تیمارستان شدند و یا بخاطر هراس از انگ دیوانگی، خرافاتی بودن و مهمل گفتن، از این نعمت استفاده نمی کنند و نادیده می گیرنش.
1385/07/05| لینک یادداشت | خاطرات از جنها| نظر و سوال [28]
. بعضی از دوستانی که این وبلاگ رو می خونن، فکر می کنند من قصد دارم کسانی رو که به جن و یا علوم خفیه علاقه دارند، بترسونم و دور کنم.
اگر شما تحت تعلیم استاد ماهر و مسلطی باشید، یعنی مسیر یادگیری علوم خفیه رو مثل یک علم واقعی بگذرونید، در طول این مسیر یادگیری خیلی از چیزهایی که من اینجا نوشتم استادتون بهتون خواهند گفت.
مثلا مسائلی که در سری مطالب ارتباط با جن می نویسم: در علوم خفیه هم پله پله و مرحله به مرحله سطح آگاهی و قدرت بالا می ره. در شروع هر مرحله حقایق تلخی در مورد ارتباط با دنیای ماوراالطبیعه به شما گفته می شه و بعد شما باید تصمیم بگیرید که ادامه بدید و به مراحل بالاتر برسید، یا نه. مطالب ارتباط با جن، ذره ای از همون حقایق تلخ هستند و می نویسم تا این شوق و اشتیاق اولیه که طبیعیه و در همه ی نوآموزهای علوم خفیه هست، کمی تعدیل بشه.
شما در هیچ کتابی نمی تونید مطلبی راجع به محدودیتهای ارتباطی که جنها ایجاد می کنند پیدا کنید. اما در یکی از مراحل یادگیری تون به شما خواهند گفت که در صورت ارتباط با جن، مجبور به ترک ارتباط با بعضی انسانها می شید. این انسانها اشخاص خاصی نیستند و شما برای اینکه وفاداریتون به جنها اثبات بشه باید از اونها دوری کنید.
مسلما این حقیقت که با تصورات ما فرق داره، باعث می شه کمی محتاط تر رفتار کنیم و برای دوستی و ارتباط با جن به هر چیزی متوسل نشیم. معمولا مردم فکر می کنند اگر با جنها دوست بشن، در یک رابطه ی محبت آمیز دوستانه با یک جن مسلمان، خطری که تهدیدشون نمی کنه هیچ، نفع زیادی هم داره. اما با قوانین و اصول ارتباط با جن آشنا نیستند که دوستی و محبت سرش نمی شه و برای همه یکسانه.
البته در کل، اکثر کسانی که این راه رو درست رفتند و نیت خوب، استاد ماهر و مورد اعتماد و پشتکار زیاد داشتند، از یادگرفتن این علوم و استفاده از ظرفیت های وجودیشون راضی هستند.
اما این دلیل نمی شه که فرض بگیریم همه از رفتن این راه راضی خواهند بود و حقایق رو ازشون پنهان کنیم مبادا بترسند یا زده بشند!
پی نوشت: دوست عزیزی که در مورد ساختن مستند همین امروز پرسیده بودید، چون برای مطالب قبلی کامنت گذاشته بودید، اونو گم کردم. آی دی من کنار صفحه هست. باید درمورد کار شما بیشتر بدونم تا پاسخ بدم.
1385/07/02| لینک یادداشت | ارتباط با جن| نظر و سوال [29]
. درست ارتباط برقرار کردن با جنهای غیرشرور، آغاز ورود به مرحله ی بالاتری از آگاهی و دریافت حقایق است. جن ها برای مبادله ی حقایق نیازی به دیده شدن و شنیده شدن ندارند و حتی اگر شما قدرت دیدن جنها رو نداشته باشید، اونها می تونن به ذهنتون مطالبی رو القا کنند. فقط در این حالت باید به ذهنتون اعتماد داشته باشید چون در حالت عادی معمولا ما آدمها چیزی که ناگهانی به ذهنمون برسه، تصور و خیال تعبیر می کنیم.
با اینکه جنها از آینده خبر ندارند و در موردش فقط حدس می زنند اما اکثر اوقات حدسشون درست از آب درمیاد. این به خاطر دقت و آگاهی زیادشونه که تخمین و حدسشون خیلی به حقیقت نزدیکه. بنابراین به حرفهای جنهای غیرشرور و راستگو از آینده در حد یک تخمین خیلی دقیق می شه اعتماد کرد.
این آگاهی از حقایق و احساسات واقعی دیگران، هم خوبه و هم بد. خوبیش اینه که دیگه آدم نگران نیست بازی بخوره و برضدش توطئه بشه یا دورویی ها رو نفهمه. دیگه به هرکسی اعتماد نمیکنه و نیت واقعی آدمها رو تشخیص می ده.
بدیش هم اینه که آدم خیلی ناامید می شه. ماها همگی با خانواده، فامیل و تعدادی دوست دوره شدیم و خیال می کنیم دل به دل راه داره و حداقل چندنفرشون دوستمون دارند، در حالیکه ممکنه بعد از آگاهی پیداکردن بفهمیم هیچکس رو نداریم و دلمون راهی به جایی نداره! البته این هم شاید بد نباشه. تنهایی محض آدم رو به خدا نزدیکتر می کنه. بعد از دریافتن حقایق، ممکنه آرزوی محوشدن از آفرینش تا ابد به دلتون بمونه. مثل من.
محدودیت های انسان رو می شه نعمت هم تعبیر کرد. صدای عذاب کشیدن و ناراحتی روح انسانهایی که به دنیای بعدی رفتند رو نمی شنویم تا آرامش مون بهم نخوره. ظاهر غیرقابل تحمل موجودات ماورایی رو نمی بینیم تا ترس و اضطراب نداشته باشیم. آگاهی مون زیاد نیست تا حقایق وحشتناک دنیا رو ندونیم و راحت زندگی کنیم.خدا ما انسانهای عادی رو در حالت استاندارد آفریده، تمام حواس و ذهن و مغزمون در محدوده ای امن فعالند.
برای بیرون اومدن از این محدوده ی امن، باید ظرفیت پذیرش ترسها و سختی ها و ناامیدی ها رو داشته باشیم. خیلی از ماها در همین محدوده ی امن هم ناامید و خسته و وحشت زده ایم.
1385/06/29| لینک یادداشت | ارتباط با جن| نظر و سوال [27]
. قصد نداشتم در مورد سایر موجودات نامرئی بنویسم ولی چون اکثریت این موضوع رو پیشنهاد کردند، می نویسم.
اول باید این رو تذکر بدم که: لغت جن در عربی به تمام چیزهایی نامرئی گفته می شه. اما منظور من از جن در این وبلاگ، هرچیز نامرئی نیست!
نام موجودات نامرئی: سه نوع موجود نامرئی روی زمین وجود دارد. جن، آل و بختک. بعلاوه ی پری ها که در دنیای مادی زندگی نمی کنند ولی دستشان برای دخالتهایی محدود در دنیا باز است.
تفاوت این موجودات با سایرین: فرق جنها، آلها و بختکها با سایر موجودات غیر انسانی مثل نسناس و ... اینه که جن و آل و بختک در حالت عادی برای انسانها نامرئی هستند. وگرنه موجودات مرئی و ناشناخته ی زیادی روی زمین هستند.
تفاوت بختک و آل با جن: بختک و آل از نظر قدرت و هوشمندی در درجات خیلی پایینتری از جنها ( و حتی انسانها ) هستند. مثلا راه صدمه زدن بختک ها به انسان ایجاد خفگی در خوابه و آل فقط یک علاقمندی به دنیای انسانی داره، خوردن قلب انسان.
از نظر تعامل و ارتباط و همزیستی با انسانها، جایگاه اول مال جنهاست و جایگاه صدم مال آل و بختکها. یعنی ارتباط و برخورد کمی با انسانها دارند. این موجودات در شهرها و کنار انسان زندگی نمی کنند و علاقه ای به خوردن غذای انسان ندارند.
و اما پری ها: که بر خلاف تصور عمومی، ملائک نیستند .
وقتی بچه های انسانها در سنین خیلی پایین و قبل از بلوغ مثلا زیر پنج سال می میرند، تبدیل به پری می شوند، یعنی از دنیای مادی خارج شده و به دنیای ارواح می روند اما قادر به دخالت های محدودی در دنیای مادی هستند. مثلا کمک به خانواده شون بخصوص مادرشون.
اما دیو و غول وجود ندارند. البته دقت داشته باشید که چون هیچ طبقه بندی استاندارد و ثابتی برای این موجودات وجود نداره، ممکنه بعضی ها روی موجوداتی که من بعنوان بختک می شناسم، نام دیو گذاشته باشند. یا ممکنه نژاد خاصی از جنها رو غول بنامند.
این اسامی و طبقه بندی که من مختصرا اشاره ای بهش کردم، مورد استفاده اساتید بزرگ علوم خفیه ست که البته من فقط به سرفصل هاش اشاره کردم.
می دونم خیلی ها دوست دارند در این مورد بیشتر بدونن چون یکی از جذابترین قسمتهای علوم خفیه ست، اما من بیشتر از این نمی تونم در این زمینه اطلاعات بدم و اطلاعات بیشتر رو علاقمندان علوم خفیه می تونن از اساتیدشون بگیرند.
پی نوشت: رشته ی مورد علاقه م در دانشگاه پیام نور قبول شدم. امروز هم از صبح رفته بودم برای گرفتن کارنامه و ثبت نام برای همین آپدیت دیر شد.
1385/06/26| لینک یادداشت | جن| نظر و سوال [33]
. گاهی تو زندگی آدم چیزهایی هست که بدجوری خصوصیه.
چیزهایی که نمیشه به نزدیکترین همرازها گفت و آدم حتی جرات نمی کنه در خلوت با خودش تکرار کنه یا جایی بنویسه و مجبوره مثل یه نقطه ی کور در ذهنش نگه داره.
من الان درگیر یکی از این نقطه های کور و سیاهم.
می دونید در علوم خفیه هر کسی استعداد دستیابی به قدرتهای خاصی رو داره. معدود افرادی هستند که توانایی یا فرصت کسب همه ی قدرتها و علوم رو داشته باشند. در واقع نهایتی برای قدرتهای ماورایی نیست اما ظرفیت انسانها محدوده و هرکس گنجایش حدی از این قدرتها رو داره.
من هم مقداری از استعدادهامو کشف کردم و می دونم چه نوع قدرتی می تونم داشته باشم. خوشبختانه استادم هم توانایی راهنمایی م رو داره.
اما همه قرار نیست با یادگرفتن علوم خفیه تبدیل به دراویش ریش سفید و حکیم و شیرین سخن یا فرشته های مهربون بشن!
قدرتهای ماورایی انواع مختلفی داره و من استعداد یکی از انواع نه چندان دلچسبش رو دارم.
هرچند می تونم از اون در راه خوب استفاده کنم، اما ...
باید تصمیم بگیرم، این بار خیلی جدی تر از همیشه، تصمیمی که سرنوشتمو باهاش می سازم.
پی نوشت1: کرک برنامه ی BrainWave Generator دانلود نمیشه و ایراد داره می دونم، چشم، پیگیرش هستم.
پی نوشت2: دوست دارم موضوع پست بعدی رو شما انتخاب کنید. کامنت بذارید و بهم بگید.
1385/06/22| لینک یادداشت | جن| نظر و سوال [43]