استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.کپی بدون اجازه و بدون ذکر منبع پیگرد غیر قانونی دارد
خانه | Home
تماس | E-Mail
بیوگرافی | Profile
ارتباطم با جن
مسنجر |YahooID
تبادل لینک | Link
![]()
آخرین نوشته های جن زده
[ بدون عنوان ]
جن زاده های دورگه-۳
جن زاده های دورگه -2
جن زاده های دورگه-۱
شناسایی جن زاده ها ممنوع!
می نویسم هنوز...
"زندگی ام با جنها-۲"
"عبادت جن"
"عکس واقعی جن-۳"
"جن و بسم الله-۲"
.....
آرشیو موضوعی
.....
مقالات
خاطرات از جنها
جن
ایمیل|email
متفرقه
داستان گونه
ارتباط با جن
محل زندگی جن
غذای جن
شیطان
موکل
عمر جن
صدا و زبان جن
راز مگو
جن هم خانه
امکان وجود جن
عکس جن
مذهب جن
همزاد
ازدواج جن با انسان
جن و بسم الله
جن و عالم غیب
جن زاده
.....
آرشیو ماهانه
.....
آذر 1383
دی 1383
بهمن 1383
اسفند 1383
فروردین 1384
اردیبهشت 1384
خرداد 1384
مرداد 1384
شهریور 1384
مهر 1384
آذر 1384
دی 1384
بهمن 1384
اسفند 1384
فروردین 1385
اردیبهشت 1385
خرداد 1385
تیر 1385
مرداد 1385
شهریور 1385
مهر 1385
آبان 1385
آذر 1385
بهمن 1385
اسفند 1385
تیر 1386
. سلام. از اینکه این مدت سر میزدید ولی مطلب جدید نبود، متاسفم. گرفتار تغییر شغل هستم و فرصت نمی کنم مقالاتم رو تکمیل کنم. تمام نظراتی که تا تاریخ ۲۸ تیر دریافت کرده بودم، پاسخ دادم. بزودی پاسخ دادن به ایمیلها هم تموم میشه. دعا کنید زودتر سرم خلوت بشه و از شرمندگی شما دربیام.
پنجشنبه 28 تیر ماه سال 1386| لینک یادداشت | متفرقه| نظر و سوال [75]
. مجموعه بحث های مربوط به جن زاده ها و اختلاط نسل جن و انس مربوط به مراحل پیشرفته تر علوم خفیه ست. در شرایطی که اینجا هنوز بسیاری از سوالات در مورد شک در وجود و قدرت نفوذ جنها در دنیای مادی ست، این بحث شاید خیلی جا نداشته باشه ولی چون موضوع موردعلاقه شما بود، درموردش نوشتم و ناگفته نمونه که نظرات شما هم برای من جالب و ارزشمند بود.
از دوستان عزیزم : امیر، میترا، علی، پارمیدا، سهراب و بهار برای جواب دادن به سوال ممنونم. نظرات بسیار جالب و قابل تاملی دادید. اول به این سوال می پردازم که
آیا ازدواج انسان و جن باعث بهم خوردن تعادل نمیشه؟ نه. به سه دلیل:
1- عدم تمایل دورگه ها به کشیدن نسلشون به سمت انسان.
اولین نسل دورگه متعلق به جامعه ی جنها خواهد بود چون 98 درصد خصوصیات جن رو دارند و در بین جنها زندگی می کنند، در واقع عضوی از جامعه جنها هستند. اما عضوی که قدرتهاش ناقص شده و کمی ناخالصی داره. اگر این نسل اولی باز هم با یک انسان ازدواج کنه، نسل دوم که جنهایی ضعیف تر هستند به دنیا خواهند اومد. اما این دورگه ها مثل تمام موجودات باشعور و هوشمند سعی در تکامل دارند. شما اگر ماده شیمیایی داشته باشید که 98 درصد مس باشه و دو درصد نیکل ، بهش میگید مسی که ناخالصی داره یا نیکل ناخالص؟ اگر بخواید اونو کامل کنید ترجیح می دید اون دو درصد نیکل رو از بین ببرید و مس خالص بدست بیارید؟ یا اینکه اون 98 درصد مس رو از بین ببرید و نیکل رو خالص کنید؟ دورگه های نسل اول بیشتر متمایلند که با ازدواج با جنها خصوصیات جنیشون رو بیشتر کنند و به 100 در100 نزدیک کنند. احتمال اینکه نسل به سمت انسانها کشیده بشه کمه.
2- کندی گسترش دورگه ها.
با توجه به کندی رشد چقدر طول میکشه یک دورگه ی نسل اولی به سن ازدواج برسه؟ حداقل 170 سال. پس حداقل 170 سال بین دو نسل دورگه ها تفاوت وجود داره و گسترش دورگه ها کندتر از گسترش انسانهاست.
3- عدم پذیرش دورگه های نسلهای قبل از سی در جامعه انسانی.
یک دورگه از چه زمانی می تونه بین انسانها زندگی کنه و عضوی از جامعه انسانی محسوب بشه؟ زمانی که حداقل 70 - 80 درصد از خصوصیات جنها رو از دست داده باشه تا مناسب برای زندگی و مراوده عادی با انسانها باشه. یعنی برای اینکه یک دورگه بتونه در بین انسانها زندگی کنه لازمه که سی نسل قبلش با انسانها ازدواج کرده باشند تا بحدی از خصوصیات جنیش کم شده باشه که بتونه به جامعه انسانها بیاد.. مثلا مرئی باشه، روند رشدش با انسان سازگار باشه. این پدیده با احتساب احتمالات خیلی بندرت اتفاق میفته که هر سی نسل پی در پی با انسان ازدواج کنند. تا دورگه هایی مناسب برای زندگی در جامعه انسانی متولد بشن. و وقتی هم که این پدیده اتفاق بیفته، این موجودی که 80 درصدش انسان باشه، همونطور که میترای عزیز اشاره کرد اونقدرا ناهنجار نیست بلکه فقط مثل انسانیه که می تونه از قدرتهایی که بالقوه در سایر انسانها هم هست، راحتتر استفاده کنه.
خلاصه این سه نکته: به خاطر کندی گسترش دورگه ها، عدم تمایلشون به تکامل بسمت انسان و عدم توانایی تمام نسلها برای زندگی در جامعه انسانی، تعادل جامعه انسان بهم نمی خوره. درسته که الان تعداد زیادی دورگه بین انسانها زندگی می کنند اما توجه داشته باشید که این دورگه ها خیلی طول کشیده که بوجود بیان و اونقدر سریع زاد و ولد نمی کنند، بعلاوه این دورگه ها بیشتر انسانند و هرچقدر هم بیشتر با انسانها آمیزش کنند، انسانی تر خواهند شد و به قول علی عزیز تعادل این موازنه خودبخود حفظ خواهد شد.
در مورد عمر جنها و اینکه آیا عقلانیه موجوداتی روی همین سیاره و با تاثیر پذیری از همین شرایط، روند رشدی متفاوتی داشته باشند؟
یکی از روشهایی که برای آموزش به نوآموزان علوم خفیه استفاده میشه اینه که پدیده های فراطبیعی رو با پدیده های طبیعی مقایسه کنند و مشابهش رو پیدا کنند. همونطور که سهراب عزیز و بهار عزیز مشابه هایی عالی در دنیای قابل لمس پیدا کرده بودند.
منم این پدیده رو با مقایسه و مثال توضیح میدم.
فرض کنید یک گنجشک پیر و خسته و از نفس افتاده با پرهای داغون و جسم پیر رو در حال مرگ طبیعی ببینید.اگر بپرسید چندسال زندگی کرده، ممکنه بگن چهار ساله ست! در حالیکه یک کلاغ با جسم جوان و سرحال و در اوج شادابی رو ببینید که 50 سالش باشه!
این دو موجود رو با هم مقایسه کنیم: هر دو پرنده هستند، از نظر ماهیت و فیزیک بدنی و سیستمهای درونی خیلی شبیهند. عنصر آفرینششون یکیه. کار خاصی هم انجام نمیدن که باعث کم یا زیاد شدن عمرشون شده باشه. زیر یک آفتاب و روی یک خاک و با مواد غذایی طبیعی همین کره تغذیه شدند، اما باز هم روند رشدی شون اینقدر متفاوته. یکی در عرض چهارسال پیر شده و باید بمیره، یکی بعد از 50 سال تازه به جوونی رسیده.
ما کلاغ و گنجشک رو در دسترس داریم و با دستگاههای پیشرفته اسکن کردیم و می دونیم از چی تشکیل شدن و ماهیتشون چیه، اما اینها نتونستن راز این روند رشدی متفاوت رو نشون بدن. بنظر شما آیا کلاغ بیشتر لیاقت زندگی رو داره که عمرش بیشتره؟ به چه علت بین ایندو موجود فرق گذاشته شده؟ اینجا که دیگه صحبت از صنعت و لیاقت که امیر عزیز اشاره کرده بود هم نیست.
نمونه ای که من گفتم یکی از هزاران مورد طبیعی بود. همونطور که پارمیدای عزیز اشاره کرده بود حتی موجودات همدسته هم الزاما یکسان عمر نمی کنند. مثلا نژادهای مختلف سگ رو ببینید، بعضی ها عمرهای طولانی تر و بعضی عمرهای خیلی کم دارند. اما نه لیاقت زندگی کردنشون از هم بیشتره و نه اینکه اگاهی خاصی نسبت به راههای افزایش طول عمر خودشون که علی عزیز اشاره کرده بود دارند.
ولی این مسئله از نظر علم تجربی کاملا پذیرفته شده ست. هرچند ما علتش رو نمی دونیم اما اونقدر در طبیعت زیاده و دیده شده که بعنوان یک مسئله طبیعی می پذیریم.
بنابراین در مورد جنها هم این موضوع کاملا طبیعی و قابل پذیرشه. یعنی چیزی نیست که با عقل و طبیعت جور درنیاد.
و من فکر می کنم حتی اگر جنها خودشونو برای آزمایش بدست انسانها بسپرند، علم فعلی انسانها نمی تونه به این اسرار پی ببره. همونطور که راز عمر و روند رشد موجودات دیگه رو کشف نکرده، امیدوارم که در آینده اسرار و حکمتهای آفرینش برای ما معلوم بشه.
یکشنبه 6 اسفند ماه سال 1385| لینک یادداشت | جن زاده| نظر و سوال [154]
. بدون مقدمه میرم سر سوال:
آیا جن زاده ها، خصوصیات جن مثل طول عمر، نامرئی بودن، رشد ذهنی سریع و رشد جسمی کند را دارند؟
باز هم بستگی داره نسل چندم باشند. این موضوع رو با مثال توضیح میدم :
- مثال اول: آقای جن خالصی به نام x با یک خانم انسان به نام y از نسل خالص انسان ازدواج می کنند. در این حالت احتمالا هیچکس از متاهل شدن خانم y باخبر نشده! فرزند حاصل از این ازدواج، موجودی با 98 درصد قدرتها و خصوصیات جن خواهد بود. نامرئی ست و در بین جنها زندگی می کند. شاید طول عمرش کمتر از آقای x که یک جن خالص است باشد. اگر پدرش قرار است 900 سال زندگی کند، این جن زاده مثلا 850 سال عمر می کند. ممکن است رشد عقلی اش هم کمی کندتر از سایر جنهای نژاد خودش باشد و رشد جسمی اش کمی شبیه به انسان باشد. یعنی سریعتر پیر شود.
- مثال دوم: یک جن زاده از نسل چهلم، با یک انسان خالص ازدواج می کنند. فرزند حاصل از این ازدواج، جن زاده ای ست که حدود 20 درصد قدرتهای جن را دارد. دارای نیروهای فراطبیعی ست. اما مرئی ست و بین انسانها زندگی می کند. اگر هیچ حادثه و بیماری ای برایش پیش نیاید و عمر طبیعی کند، عمر طولانی ای دارد مثلا میانگین 110-120 سال. بسیار باهوش است و قدرت جسمانی خوبی دارد. سرعت رشد جسمی و فیزیکی اش خیلی شبیه انسان است اما باز هم احتمالا مایه تعجب دیگران می شود:" ماشالله فلانی سنش اصلا نشون نمیده!"
نکته :
هرکسی که جوانتر از سنش نشون می داد، جن زاده نیست ها! هرکسی که خیلی باهوش و نابغه بود الزاما جن زاده نیست!
حالا من هی بگم، باز فردا ایمیل میاد که: "اینشتاین جن زاده نبود؟"
توی این مطلب تعدادی از خصوصیات جن زاده هایی که با انسانها زندگی می کنند هم بیان کردم. فعلا همین مقدار بنظرم کافیه. لطفا درموردش پافشاری نکنید.
پی نوشت:
موضوع پست آینده هم با جن زاده ها ارتباط داره : آیا تفاوت رشد جسمی بین جن و انسان منطقی و عقلانیه؟
آیا این مسئله موقع مخلوط شدن نسل جن با انسان باعث ناهماهنگی و بهم خوردن تعادل نمیشه؟
دوست دارم این بار قبل از نوشتن پست، نظر شما رو بدونم! بعد من توی پست بعدی پاسخم به این سوالات رو می نویسم.
اگر کتابی در اینمورد خوندید کتاب رو معرفی کنید یا متن انتخابی تون رو ازش بنویسید. اگر روی اینترنت مطلبی دراینمورد خوندید، لینک کنید. حتی اگر دوست داشتید می تونید در وبلاگ خودتون دراینمورد مقاله بنویسید و من لینکتون رو در پست آینده معرفی می کنم.
چهارشنبه 18 بهمن ماه سال 1385| لینک یادداشت | جن زاده| نظر و سوال [100]